| خرشیطون .فلسفه عشق.
بخت من خیلی سیاهه عمرمن بی تو تباهه قایق شکستمو به آب دادی خیلی گناهه
بخدا خیلی گناهه
وقتی میگفتی تو از .مرام واز مردی خود بخودم گفتم: که تو بی من سرابی لابد .
سراب عشق ماشد ارزونی مردونگیت شد هویدا به دستت بازم ارزونیت
ناخن دوست وغریب به چشمونم کردی تو حالا بازخودت بگو با اینکارات مردی تو ؟
کی میگفت که همراتم تالب قبر کنارتم جان فروش کویتم دیونه دیارتم ؟
کی میگفت چشم حسودا را خدا کور کند هربلائی برسد بازم خدا دور کند
کی میگفت یاد دادی خیلی چیزا رو تو به من حالاهی بهونه میاری برام خیلی خفن ..
کی میگفت قاصدکی رو باد میاره به خونه میگیرم از قاصدک آدرس عشقت نشونه.
کی میگفت صدای ویبره موبایل جون به تنم میرسونه خبرت عاشق دیونت منم
کی میگفت لیلی ومجنونیم وشیرین فرهاد مابه عشق هم اسیریم واز دنیا آزاد
حالا توبگو اینا حرفا وقولای کی بود ؟ بخدا گرچه نداره گفتنش یه ذره سود .!
حالا که فلسفه عشق رو چنان به هم زدی بخدا بازم خجالت میکشم بگم بدی .!
بیا پائین زخر شیطون وبا عشق ببین زندگی یعنی که عشق. هیچ گل عشقی رو نچین
حالا گرچه" راحتی" دلش کباب .دیده تراست بخدا خودت ضرر کردی به هرجا یکدست
ترانه سرا :راحتی زاده مشکانی/ابان 91 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۱/۰۸/۰۵ ساعت 15 | لینک ثابت |
|