اهورا  مشکان @hor@ مشکان  "نی ریز فارس

 

    در دادگه داد به کس داد ندادند .بنیادکسی نیست که بر باد ندادند

    

"در دادگه داد به کس داد ندادند

بنیادکسی نیست که برباد ندادند

بیچاره کسی بودکه میخواست زند داد

بیدادگران‌فرصت فریادندادند"

در مکتب اموزش انصاف الهی

یک ثانیه مهلت به استاد ندادند

زنجیر عدالت همه عمر بررخ ماخورد

مهلت بدفاع ار دهن حق خدادادندادند

ان‌ایه حق جهر زبیداد بخواندند

یک مهلتی بر آیه واوراد ندادند

اموزه دنیا وبشر تربیت است لیک

افسوس مجال بشروجن وهمزاد ندادند

درجای تمیزی رخت ازغم ایام

اشکت بچکاندند و دل شاد ندادند

برکام دل تشنه ی حسدت زده‌ما

یک بوسه از این حسن خداداد ندادند

یاپله ترفع شدیم پای شکستند

نمرود صفت سهم جهانداد ندادند

تعلیم پریدن چه توقع؟همگی رنج

برطاقت ماد ست مریزاد ندادند

درباغ دل دل همه چیدندثمر را

یک قاچ به پیران و به نوزاد ندادند

افسوس ربودند رخ خورشید از این شهر

بر شام سیه نور جهانداد ندادند

دستی نگرفتند ولیک مهر به لبها

یک هقهق کوتاه به غمباد ندادند

یوسف بفروشند پی درهم‌ دنیا

هیچ‌مهلت زر یا‌که به پولاد ندادند

ای "راحتی" خاموش مگر دیده نداری

مهلت به کس از پای بیفتاد ندادند

افسوس قضاوت بشدیم‌ از کس وناکس

مهلت به ثانیه دقیقه و رخداد ندادند

برهق هق آشفته ی من دوش بنالید

سنگ دمن ومهلت امدادندادند

سروده .حسن‌ راحتی زاده مشکانی‌.


 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۴۰۵/۰۴/۱۳ ساعت 4 | لینک ثابت |
 

 

 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ ahorameshkan محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط  یاس تم