اهورا  مشکان @hor@ مشکان  "نی ریز فارس

 

    مشکان  نی ریز فارس

    

حضرنامه.مشکان 

فهرست وخلاصه  مطالب کتاب حضرنامه مشکان جهت شناخت مشکان وسابقه تاریخی وفرهنگ مردم .درفهرست ۱ و۱۲ کلیک بزنید ودنبال کنید .استفاده فقط با ذکرنام ماخذ بلامانع است.

 

تذکر 

مطالب

 مطالب مطالب 

مطالب

لطفا مطالب

مشکان درکتب تاریخی.فهرست۱۲

...فال استخاره

حمام مشکان

....توتم ها اعتقادات قدیم

مشکان

19/8/89...داستان عاشقانه ملک زیبا

مساجد مشکان

کتابخانه ها

داروهای گیاهی .ومداوای گذشته

وفرهنگ

آئینهای مراسم تولد ..تا ..مرگ..

اشعار شعرای مشکان  

چل بستن مردگان

علم آموزی درقدیم ومدارس

مردم را

خطاطان علما وروحانیون قدیم

تاریخ سیاسی مشکان

..نفرینها

.ادبیات شفاهی.......

دراسفند ماه۸۹

دامداری وشغل قدیم ومراحل آن /.

شغلهای مردم مشکان ..

ادبیات شفاهی

اشعار دوبیتی

جستجوکنید

حیوانات پرندگان و..قدیم

محلات قدیم

چیستانها

خصوصیات اخلاقی رفتاری مردم .ازکتب

وفهرست شماره ۱

عید نوروز ومراسمات ....رئیس نوروز مشکانی

اولین ها .وسایل تکنولوزی درمشکان

شیخ اسمائیل

..... تفرجگاههای مشکان

و۱۲

شهدای جنگ تحمیلی

کوه تپه ..جنگل ..دره ها اسامی

سوغات..

داستان عشقولانه حسینای عرب

شعر ذرت فرقان مشکانی .طنز/ آه فرقان

مراحل توسعه وخانه سازی ابتدا مشکان

زبان وگویش

معروفیت سالهای مشکان

اشعار دوبیتی مرحوم سید محمدهندی

ضرب المثل ها وادبیات شفاهی

بافندگی

بازیهای مشکان قدیم وجدید

شعر رئیس نوروز مشکانی

قربان میرزا .افتتاح بخشداری

طوایف

شوراها قدیم وجدید....انجمن ده

شعربیابریم مشکان//شعرعامیانه

4خوراکیهای قدیم مشکان وحال

شیره انگور

وسایل توزین سنجش وکیل

 ../اصلاحات بافندگی/کشاورزی/دامداری

سلام برمشکان

 

شعر مرحوم قریشی

فهرست ۱ و۱۲ را کلیک بزنید


 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۰/۰۴/۰۹ ساعت 2 | لینک ثابت |
 

    اشعار وسروده های: محمد حسن  راحتی زاده مشکانی

    

 اشعار ..سروده ها 

 مطالب جدیدراروزانه بعداز این پست ثابت در استفاده با نام و پژوهشگر بلامانع  است بدون ذکرنام شرعا وقانونا واخلاقا وجدانا حرامه   

انواع فال محاسبات ابجدی ستاره ازدواج وعشق وفال و وادعیه های مجرب علوم خفیه و.... و..رامطالعه کنید در مردادماه92 .اسفند89یا--فهرست13را و طالع کامل زن ومرد وطالع کوکب افراد را کاملکلیک زنید.

 


 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۰/۰۱/۱۵ ساعت 0 | لینک ثابت |
 

    تسلیت

    


➖➖➖➖➖
واستعینوا بالصبر والصلواة

جناب آقای دکتر احمد توکلی

عضومحترم مجمع مصلحت نظام کشور
مصیبت درگذشت فرزند عزیزتان محمدکه چندین سال از بیماری کبد دررنج بود.و امروز باخبرشدیم درشیراز درحال معالجه وبستری شدن در سن 34سالگی وجوانی برحمت ایزدی پیوستند  متاثرمان نمود.وشریک این ضایعه هستیم. 
درگذشت ان عزیز را به شماسیاستمداری دلسوز ومردمی و خانواده محترم و همسر ودوفرزند خردسالش تسلیت میگوییم .

راحتی زاده مشکانی- مشکان فارس
➖➖➖➖➖


 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۶/۱۱/۲۸ ساعت 17 | لینک ثابت |
 

    باران برف مشکان فارس ومیزان ان

    

مشکان بابرف زمستانی سفید پوش شد وزیبائی خاصی به این شهر داده است واغلب دوستان ومردم عکسهای یادگاری زیادی ازاین هوا وضع موجود میگیرند وباعث شوق وشور وبرف بازی کودکان ونوجوانان درمعابر شده است وتشکر مردم ازالطاف خداوند رادرپی داشته  .لذا

 میزان بارندگی درمشکان تاتاریخ امروز.درسال زراعی جاری 59 میلی .ودر بارندگی برف دیشب مشکان 11سانت .که 11 میلی محاسبه میشود    


 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۲/۱۰/۱۷ ساعت 14 | لینک ثابت |
 

    درختکاری وگل وبوته کاری از گذشتگان برای ما به ارث رسیده ان رافراموش نکنیم ..

    

عقیده قدیمیهادر مشکان براین بود که هرکس تعداد 70درخت ر ا  درگذرگاهها وسر راههای عبوری وبیابان و..برای عموم مردم بکارد و پرورش دهد  تاعموم مردم  استفاده از سایه ومیوه ومحصول ان درخت نمایند همانند درختان انجیر گردو وپیش رس(توت) که تعدادی زیادرا میتوان درگوشه کنار هنوز از آثار قدیمی ها مشاهده نمود ./ادامه کلیک//


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۲/۰۹/۲۹ ساعت 6 | لینک ثابت |
 

    طنز واشعاری طنز

    

به  گمانم نفسی فرصت دیدن داریم      تا ته کوچه   فقط حق دویدن داریم 

نشکند  پشت دل ما.ز غم حادثه ها          مثل یک بید  فقط حق خمیدن داریم:.ناشناس


 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۲/۰۹/۲۵ ساعت 18 | لینک ثابت |
 

    بیاد ماندلا.

    
بیاد نلسون ماندلا" .که در95سالگی فوت نمودند .27سال زندان را از رژیم آپارتاید آفریقا  تحمل نمود. وقتی اززندان آزاد وبه ریاست جمهوری رسیدند گفتندش: زندانبانان وشکنجه گران را توبیخ کن.گفت چه فرق دارم با انان .جمله مشهورش را گفت :

.میتوانم گذشت کنم.ولی نمیتوانم فراموش کنم.

(گذشت میکنم .ولی یادم نمیرود.).


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۲/۰۹/۱۷ ساعت 13 | لینک ثابت |
 

    درگذشت مجتبی راحتی براثر تصادف

    

انا لله وانا الیه را جعون .بازگشت همه بسوی خداست .

با کمال تاسف وتاثر شدید ضمن تسلیت درگذشت

 مجتبی راحتی به دلیل حادثه تصادف رانندگی درمشکان

.لذامصیبت وارده را به عموم دوستان واشنایان وخانواده داغدارش تسلیت عرض مینمائیم .

نویسندگان ومدیریت وبلاگ اهورا مشکان .


 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۱/۰۷/۱۵ ساعت 23 | لینک ثابت |
 

    درگذشت ایتالله فقیه نیریزی

    

اذا مات العالم ثلمه في الاسلام ...ثلمه لايسدها شئي ...

رحلت جانسوز حضرت ايت الله  حاج سید علی فقيه ني ريزي استاد بزرگوار حوزه ومومنی با تقوا .باني اكثر امور خير درني ريز كه عمري با مردمداري وگرهگشائي امور مردم درخطه ني ريز وتوابع خدمات شاياني راانجام دادند .

ودرامروز دوشنبه دهم مردادماه به رحمت ايزدي پيوستند را به عموم شهروندان وعلاقمندان وي بالاخص خاندان بزرگ فقيه ومخصوصا ايت الله حاج سید محمد  فقيه امام جمعه شهرستان ني ريزوخاندان وسادات فقیه وفقیهی وبالاخص فرزندان ودامادهای ان مرحوم بویژه حجه الاسلام سید میر احمد فقیه  تسليت ميگوئيم .

مديريت وبسايت اهورا مشكان ...

محمد حسن راحتي زاده مشكاني

         

 


 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۰/۰۵/۱۱ ساعت 1 | لینک ثابت |
 

    نان حلال

    

نان حلال

اگرچه خرقه من رهن میکده هاست   

زمال وقف (خلق) نبینی بنام من درمی  

درمكتب اسلام ودرفرهنگ ايرانيان ودرگذشته دين زردشت براي امرار معاش وارتزاق وطرق نان حلال مباحث زيادي مطرح شده است .حتادردين اسلام كتاب متاجر ازكتب علوم حوزوي درباب ارتزاق وشغلها و...كه حتا بعض علما لازمه معاملات را دانستن وفهم اين علم براي انكه دچار گناه نگردند را لازمميدانسته اند .دراحاديث اهل سنت وشيعه نيز .درفرهنگ ما ايران زمين ...اما متاسفانه گاه درعصر ما علاوه برصرف لقمه هاي شبهناك وگاه مفاسد اقتصادي و...وراههاي پيداكردن پول وتضيع حق بيچارگان واستفاده شخصي از اموال عموم ويا صرف درراستاي اهداف انچنان ورسیدن به اهدافی وشکل گیری  فرزنداني را تحويل اين جامعه خواهد داد كه اي واي ....پدران ما اكثرا درروستاها يا شهرهاي كوچك با امرارمعاش وبرداشت محصول ويا گياهان بياباني ويا از راههاي كاركري كتيرا بنه انغوزه و...كه بافروششان ناني به شكم ماميريختند ومالي ازكسي رانگرفتند ونخوردند و....وچك وسفته برات و...نميشناختند و...ماازانها متولد وپاي گرفتيم وخودمان بايد اعمال خودرا درچنته وترازوي تدبر نگهداشته ونگريسته كه با ان زحمات اجدادپدران ونان حلال انها وپاي گرفتن ما اينگونه ايم ....واي بحال فرزندان ما چگونه خواهند بود

هيچ گندم كاري وجوبردهد        ديده اي اسبي كه كره خر دهد 

لقمه تخم است وبرش انديشه ها   لقمه بحراست گوهرش انديشه ها

چون زلقمه تو حسدبيني ودام     جهل وغفلت زايد آنرا دان حرام ..

گويند حلالترين نان لقمه .گدائي است چون درب منزل كسي روي توقع كاري ازتو ندارد وهرانچه داد داده است (درفرهنگ  )ولي اگر معلم مدرس ومربي بنا و...باشي به اندازه مزدت كارنكني مازاد گرفته حرام.چون 15هزارتومانگرفته انداره 10هزاركارذنموده اي ...براي انست كه گفته شده حلالترين نان نان گدائي است چون حقي ضايع نشود وتوقعي نباشد كه چه ميزان كار بايد كرد و...ولي من استا بنا معلم چوپان به اندازه مزخود كارنكنم  ایا ۳۰یا ۱۵هزارتومان گرفته ام این حلالم است که به اندازه ۱۵تومان روز کارکرده ام ولی ۳دتومان گرفته ام ایا این اضافه حلال است .

همانطور در رعایت حق تقدم دیگران درصف نان بانک و...یا دراستخدام بکارگیری و..ایا اگرمنبیایم خودرا مشکل دارنشان دهم وحتادرجنک تحمیلی پدرم اصلا برادرم ...حال بروم خودرا بدلیل توان حضوردر جماعتی خودراذیحق دانم . بدون انکه بگویم دیگری مشکل پدرش یامادرش فلج هست رادارد نمیتواند شمارا عادل میداند بیاید در پشت سر شما نمازش رابخواندایا تملق نکرده ام ایا فردا من به موقعیتی رسیدم وبا انکه مشکل کمتری داشته ام و...فرزندان من اینده با این نان بزرگ شوند حلال است ؟ ولی دین گوید بدون لیاقت نشسته باشی برصندلی فلیتو مقعده من النار ...نشیمنگاهت پراز اتیش شود در قیامت ...بدون لیاقت وزحمت با اشنا و...رفته ای ...ادامه دارد بدانجارسیده ای ...ومن انچه شرط بلاغ است میگویمت ای ....خواه ازسخنم پندگیر خواه ملال ولی بدان افتاب پشت ابر نماند وروزی یوم تبلی السرائر وباز شدن مشتها فراخواهدرسید ...و... 

محمد حسن راحتی زاده مشکانی و...

ادامه مبحث اتیه د


 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۰/۰۲/۲۸ ساعت 1 | لینک ثابت |
 

    دفع امراض درگذشته درمشکان .قسمت 2

    
دفع امراض درگذشته درمشکان ومداوای بیماران قسمت ۲
برای رفع ترس =طلا را درون اب زده مینوشیده یا .فروهر سینه کسی دیگر را درون اب زده وتناول .یا چوبه آتش نیمسوز (کفتک) را دراب زده .یا نمک کمی تناول یا نان  نمکدار یا کف دست را لیس زده و..همچنین ازخوردن ترشی وماست هم خوداری میکرده اند.میگفته اند دیوانه میشود ازترس ودراو ترس سلج خواهدشد برای همیشه وبماند.
سیاه ماندن موی سر یا ریش.= آب ریواس(رو واسک) یا کوبیده ان را چندین بار بمالید ه./یا زهره قوچ رابا روغن زیتون داخل نموده برموی بمالیده .یا آب چغندر با آب ریواس جوشانده سر ریش بشویند قبل ازموها سفید شده باشد .دیگر بزودی سفیدنشوند  .برگ چغندر را جوشانده برموی مالیده سیاه شود .
وکسی که مویش سرخ بوده- زهره گاو وروغن مخلوط میمالیده 
برای خواب رفتن .=سیب درختی را دردست کودک یا بزرگ میداده اند وبو مینموده بخواب میرفته است .
دفع خون دماغ =پودینه را کوبیده آب انرا باکافور مخلوط دربینی میچکانیده اند.
دفع درد زنبور زدن =آب پیاز را برمحل میمالیده اند .یا کمی ازتریاک /یا پرمنگنات بران محل گذاشته 
مشخص شدن مقدار زهر موثر درذبدن افرادبرای مارزدن = فلفل را دردهان گرفته جویده اگر تیزی رامتوجه میشده زهر موثر نشده ورنه موثر شده بود .ودربالای ان محل رابسته تا خون به سایر نقاط نرود وشیر به او میداده اند وسفیده تخم مرغ زیاد  با شیر .وهمچنین مکرر آتش بربالای زخم مارگزیدگی میگذاشته اند تاسیاه شود میگفته اند تاهنگانی که زهر دربدن هست بدن نمیسوزد 
چندبار تا استفراق کند ومحل  گزیدگی را میسوزانده اند 
دفع وبندآمدن خون دندان =سرکه یا آبغوره را با نمک یا چای پررنگ دردهان مزمزه میکرده اند .=یا کتیرا ومغزتنه شفتالورا کوبیده نزدیک به روغن آمدن بشود روی دندان میگذاشته اند خونش بندمی امده است .
کرفس خوردن برای عقرب زده مساوی با مرگ او بوده است .میگفتند میمرده .سیر را کوبیده با نمک چنددفعه برمحل گزیدن مالیده 
برای دفع وسقط شدن بچه چه زنده چه مرده  که از زن خارج شود =سرگین گاورا درزیر دامن زن دود میداده اند ازاوجدامیشده .
دفع کچلی =سرراتراشیده باروغن کنجدچرب وکشک سوخته وجوسوخته وپشم سوخته را مساوی بر ان محلمی پاشیده اندوخوب میشده .
برای درد مفاصل . خوردن کشک وشاهسپرم مدت 1هفته /
نروئیدن مو= .سوخته زالو را به ان محل بمالند.مونروید /یا تخم لانه مورچه را کف دست له کرده به زیربغل کودک یا دختربچه مالیده تا موی نروید .یا بزرگترها موی را کنده وبجای ان چندوعده بمالند .یاتریاک +سرکه را حل کرده چندوعده بجای ان مالند یا کمی زهره گوسفندرانیز داخلش نموده . همچنین زهره بز را بانشادر مخلوط وبرمحل مالیده تا موی نروید /
درد رحم زنان =. موی آدم  را سوزانده زیر دامن زن بیمار با دودبخورداده./
دفع ملخ =پوست انار را سه روز خیسانده دراب وـاب رادور حاصل کشت ریزند .
درد دندان = فلفل کوبیده با سرکه جوشانیده شده را قاطی کرده دردهان گیرند پای دندان مالم .یا سیررا کوبیده گرم کرده روی پنبه یا پشم گذاشته بر دندان نهند .یا سه روز زهره گوسفندسیاه دردهان غرغره کنند.هرگز دندان درد سراغ فرد نمیا مده است. یا گلاب +سرکه را مخلاوط دهان را پرکنند مدتی تحمل ./یا مزمزه کردن گل سرخ  مسکن بوده است .وهمچنین نخوددراب جوشانده اب را مزمزه میکرده اند یا سیر بریان نیم پزشده بر دندان میگذاشته اند .
چشم درد =.هلیله وعناب را مساوی با شیر دختر بچه که ازمادر میخورد مخلوط واطراف چشم مالند کمی همدرون چشم بریزند ./پیسی .حنا +نوره مخلوط به روی محل مالند .
سوختگی =سفیده تخم مرغ  خون قورباغه وتریاک وزهره گاو وپوست خشخاش را بر محل سوخته شدید مالیده .
دفع حبس بول کودک یا بزرگتر= سیخهای بن گیلاس را جوشانده بخورند .
گشادن حیض زنان بیمارشده و سقط بچه =کنجدرا جوشانده آب انرا گرفته وزن بخورد .اما اگر زن حامله بخورد بچه او تلف میشده است .
نرم کردن بدن وموودفع جوشهای سر = نارنجی را کامل با متعلقاتش پخته وصاف کرده مالیده 
دفع سالک =شیره انجیر خام را چندمرتبه برمحل میمالیده اند .
دفع بوی سیر وپیاز که خورده بودند= کمی چای خشک یا نعنا یا گشنیز تر یاخشک یا کمی نخود لپه را جویده درذدهان چرخانده و..تا دفع میشده است .جویدن نان سوخته وگردوی برشته نیز استفاده 
تنگی نفس =1مثقال تنباکورا کوبیده نرم نموده 8قسمت نموده یک قسمت روزانه ناشتا میخورده اند .
دردسینه =وقت خواب آب گرم کمی میخورده اند.دغع زردی صورت وباریک نشدن اق ودفع بلغم = ازغذاهای شب مانده نمیخورده اند میگفته اند با عث این بیماریها شود . 
دردسینه =نشاسته با شکر وروغن بادام بریان نموده  مقداری کم تناول برای سینه وسرفه .
سرماخوردن=4تخمه ویا شلغم چندروز .ویا سرشاخه های کوشترگ را درظرفی جوشانده آب انرا میخورده اند .یا بخور دادن بوسیله ظرف آب و برگ اکالپتوس یا ویکس درون ظرف جوشانده بخور ویا بروی سیگار مالیده ومیکشیده اند .یا شیر ویا بادام کوبیده نرم نموده میداده اند 
علاج سرفه کهنه =3یا4دانه سیر را جویده  در دهان گرفته وبیرون میریخته اند  .
دفع اسهال =مقداری تخم ریحان را بومیداد اندذ وکوبیده با آب تر نموده فرو میبرده اند.
زخم =پوست انارشیرین وترش را مساوی جوشانده تا 1چهارم اب ان برسیده بر محل زخم میگذاشته اند .یا ازبلغار که نوعی از چرم روی کفش ملکی بوده .یا ازسوخته شده پنبه وپارچه بروی زخم میگذاشته اند . 
سوختن =سیب زمینی بران نهاده یا برگ چغندر پخته برآن  محل سوختن گذاشته 
دفع سودا= هندوانه ابوجهل را باحنا وسرکه جوشانده وبرمحل سودا میمالیده ..
بادفتق=رازیانه کوبیده درون پارچه ای بسته بروی ورم فتق مینهاده . 
 بازکردن چرک کورکها وزخم های کهنه یا تورم عفونت دندانها .= صمغ بنه (بنشک)را با پیاز گرم روی محل گذاشته وبسته بعدچندروز سوراخ شده چرکها ازان محل میامده است .ویا انگشت رادرون پیاز گرم نهاده چرک انرا میکشیده است .یا کناردندان با کمی ازو (زدو)صمغ ارژن یا درخت کوبیده با نشاسته درکنار دندان میگذاشته اند تا عفونتها را جمع کند 
اگر برگ سنجد را کوبیده بروی محل تورم گذاشته جراحت را تبدیل به چرک میکرده تا زودتر چرک برسد وبیرون بیاید .
سفیدشدن دندانهای زرد =کوبیده زغال با نمک وتخم اسپند  را مخلوط با چیزی همانند مسواک فعلی بروی دندانها میمالیده اند وبعدشستشو میداده اند رنگ زردی دفع میشده . 
خواب نرفتن = میگفته اند اگر چشم زاغ همراه کسی باشد بخواب نخواهد رفت تا انرا برندارد  
برای التیام زخم = میگفته اند  اما عمل نمیشده که برگ بارهنگ خوب بوده اگر پشت برگ را میگذاشته اند تشدید درد زخم میشده 
 خون بندامدن =نمک  را باپشکم برروی زخم گذاشته خون بند میامده .
 کشتن حیوانات موذی .= میگفته اند زاغ را برآتش میگذاشته اند ازبوی ان موش ومگس میمرده است 
دفع مورچه = میگفته اند شیره زیره سبز را برسوراخشان ریخته درنیمامده اند .وهمچنین نجاست گربه یا گاو را درب سوزاخشان اتش زده ازانجا فرار میگرده اند .
  دفع مار= پلاس ولطف وموی را آتش زده یا شاخ گوسفندرا فرارمیکرده 
تسکین عقرب زده= نقره را برمحل گزیدن گذاشته تسکین داشته .
دفع کری= سیب درختی را دردیگی گذاشته با قدری اب ودرب دورش را خمیر گرفته تا بخارش بیرون نرود وگوشه ای را باز گذاشته تا گوش را به زیر بخار ان قسمت ببرند وبخار به گوش رود  شبیه زودپز میگذاشته اند وازسوراخش گوش را به بخار ان چندمرتبه  و شنوا میشده 

 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۰/۰۱/۰۲ ساعت 6 | لینک ثابت |
 

    مشکان درکتب تاریخی.وجه تسمیه مشکان ازکتب تاریخی  

    
 مشکان درکتب تاریخی گذشته

مشکان ووضعیت سوق الجیشی بودن آن . ووجه تسمیه .وتلفظ صحیح مشکان

استخری مورخ قرن 5و6قمری در کتاب مسالک وممالک خود ذیل نواحی کوره استخر بعد ازذکر چندین نام مینویسد

ناحیه جوبرقان قصبه آنرا مشکان خوانند (بدون اعراب میم )

درذکر نواحی دارابگرد بعداز ذکر چندین ناحیه به ذکر روستاها پرداخته واز جمله ماسکانات .

واین محل درهمین کتاب ذکر شده است ودرذکر آب وهوای پارس آب وهوای آن را ذکر وجز نواحی سردسیر به شمار میاید .سردسیریهای پارس ....نیریز .مشکانات (بدون اعراب میم ) درپائین همان صفحه در ذکرنسخه بدلهادر همین کتاب اشاره میکند(مصحح)مشکانان اصطخری :الماسکانات

ابن بلخی مورخ قرن 5درفارسنامه خود مشکان رامیشکانات ذکرنموده است

حمدالله مستوفی جغرافی دان قرن 8(ف750 ه ق) در نزهت القلوب مشکان رایکی از نواحیخوش آب وهوا مینامد.درمورد نام آن میکوید

به مشکان درابتدابیسگانات میگفته اند.سپس دراثرمرور زمان میشکانات تبدیل شده وبعد ازآن میشکان وسپس مشکان (با کسره Meshkan) نام گرفته است .بنابراین با استدلالات فوق همانگونه که مردم تلفظ میکنند مشکان (با تلفظ کسرهMeshkan ) صحیح است و گفتن مشکان با ضمه غلط است واگر چه درتابلوههابلفظ لاتینی Moshkan نوشته میشود صحیح نمیباشد .

ودر عرف ودیدگاه مردمی مشکان را محل مشک وعنبر وترکیب دوجمله مشک و کان (مشک وعنبر .کان بمعنی معدن .معدن گل وگیاه وریاحین و..)که یکی از کافها براثر تکرار حذف ولی مردم درگویش خود هنوز آنرا بزبان میاورند ومشک کون میگویند

دراخلاق ورفتار مردمان مشکان درکتب بساری نقل شده است استخری مورخ در کتاب مسالک وممالک خود ذیل اخلاق پارسیان آورده

مردمان مشکان مردمانی با ادب باشند وبادیانت.

درکتاب پیامبردزدان گرداوری پاریزی مردمان این محل را باذوق وادب وهنر مهمان نواز شمرده درمدح کدخدای مشکان سروده اند:

ملا اصغر کدخدای میشکان   جان سپارد در رهت اورایگان

درمنابع جغرافی دان سده 3تا 8 از مشکان با نامهای ماسکانات ماشکانات مسکانات مشکانات میسکانان میشکانات ذکر رفته است..

مسالک وممالک میشکان در8فرسخی صاهک (چاهک )میباشد .اصطخری آنرا با مسجد منبردار واز ناحیه جوبرقان خوانده (ناحیه جوبرقان قصبه آنرا مشکان خوانند ) درصوره الارض وحدودالعالم واحسن التفاسیم با نامهای ماشکانات مشکانات مسکانات وازشهرهای دارابگرد ذکرشده .

ابن بلخی :تحت عنوان میشکانات گفته ناحیتی است ازنیریز وسبیل آن سبیل نیریز وبه روایتی کی خیره و نیریز هم ازکوه دارابگرد است .

لسترنج :باتوجه به این پنداشته که مشکانات همان خیر است .

معجم البلدان :از مکانی بنام ماسکانات درفارس یادنموده .

زرکوب شیرازی درشیراز نامه از ابادی واهمیت مشکان ذکرنموده وگفته مشکانات از کوره دارابگرداست ولایت وصوبی معمور دارد بغایت ابادان .ونعمت در اوارزان وفراوان .وامرا واشراف دران نواحی اختیار مقام داشتندی وهرسال به دان صوب میل کردندی .

حمداله مستوفی :ناحیتی مامور ومعمور از توابع نی ریز مثل اب هوای نیریز.

ابن خردادبه :به راههای شیراز ازسیرجان ازنیریز نام نمیبرد ونمینویسد .این طریق ازبئر عقبه به میسکانات واز آنجا به صاهک (چاهک )با فاصله 8فرسخ طول دارد .

مستوفی :خیر ونیریز دوشهرک اند .وقلعه وکشمش بسیار وهوا به گرمی متمایل ونیریز را از توابع خیر که سابقا شهری اباد وسیع بوده میداند .

استخری :ماسکانات جز نواحی سردسیر است مشکانان الماسکانات ..مردمانی با ادب بادیانتند.

ابن بلخی درفارسنامه مشکان را میشکانات خوانده

مستوفی :به مشکان بیسگانات میگفته اند سپس درمرور زمان میشکانات بعد میشکان .درانتها مشکان (با کسره )

معجم البلدان ازمکانی بنام ماسکانات درفارس ذکر نموده .

.شواتستماشک صاهه الکبری را صاهک (چاهک )وصاهه الصغری را (دهچا )نامیده وصاهه الکبری را چاهک (قبلن جز فارس .والان جز استان یزد .شهرستان خاتم .هرات بخش مرکزی هرات )چاهک امروزی که بغایت ابادان بوده است نامند ...

 ابن‌بلخی می‌نویسد: «میشیکان ناحیتی است از نی‌ریز و سبیل آن سبیل نی‌ریز است و در همه‌ی احوال و به روایتی چنان است که خیره و نی‌ریز »

- حمدا... مستوفی در نزهه‌القلوب می‌نویسد: «مشکان ناحیتی معمور و از توابع نی‌ریز است که در آب و هوا و حاصل مانند آن است.»

 صاحب فارسنامه‌ی ناصری می‌نویسد: «مشکون؛ 8 فرسخ شمالی «نی‌ریز» است

.همچنین نقل ازدفتر دلگشا شبانکاره ای..است که 

 جلال‌الدین چاولی، خوان‌سالار دولت سلجوقیان با لشکری صف‌شکن در منطقه‌ی مشکان نی‌ریز با نظام‌الدین محمودبن‌یحیی‌بن‌حسنویه شبانکاره به نبرد پرداخت و در اثر خونریزی که از ناحیه‌ی بینی‌ داشت، دست از جنگ و نبرد برداشت.

شاعر د ر این مورد دو بیت زیر را سروده است:

 «از بانگ نای تارک افلاک پرفغان/ وَز گرد جنگ دیده‌ی خورشید پرغبار»

 «اتابک چاولی امروز بگذشت/ نظام دین و دولت را بقا باد»

چاولی در سال 510 هجری قمری فوت کرد و پادشاه شبانکاره به حکومت خود ادامه داد و با برادرش اختلاف پیدا کرد. برادرش از راه مشکان و نی‌ریز به شیراز، نزد سعدبن‌اتابک رفت و ...

حال این سرگذشت را از کتاب دفتر دلگشاه، تألیف صاحب شبانکاره‌ای که شاعر بود و سِمَت دبیر دیوان شبانکارگان را برعهده داشت، می‌نویسیم.

شاه مظفر که به سلطنت رسید برای این‌که برادرش معزالدین مسعودشاه را از سرزمین پادشاهی خود دور کند حیله‌ای اندیشید و او را به سوی نی‌ریز، سیرجان و مشکان فرستاد تا یک‌سال بگذرد و بعداً به تختگاه بیاید.

که شهزاده مسعود با تاج و تخت          جوان و خردمند و پیروز بخت

یکی سال‌ از آواز این بارگاه                   رَوَد با سواران به نخجیرگاه

گهی سیرجان و گهی کوبنان                  گهی مرز ترکان و گه میشکان

گهی شهر نی‌ریز و آیین و می                 گل اندر میان با حرامی و می

پس از گذشت یک‌سال معزالدین مسعودشاه متوجه شد که فریب خورده و پس از نامه‌نگاری و دانستن مکر برادر، از مشکان و نی‌ریز به سمت شیراز، نزد اتابک سعد رفت. در آن‌جا از وی استقبال خوبی شد و مظفرالدین شاه مسعود با خواهر اتابک سعد ازدواج کرد و داماد پادشاه سلسله‌ی اتابکان فارس شد.

سر سال و نوروز و اردیبهشت                                تو گویی که گیتی همه لاله گشت

زِ هر شاخساری گل آمد به بار                                 جهان شد به کردار باغ بهار

بر آن برنهادند یک سر سپاه                                  به شاهی برافرازد آن‌جا کلاه

به مرزی رود با درفش و سپاه                                که شاهان ایران نمودند راه

که شیر ژیان شاه مسعود نام                                 مبارز گهر تیغ زرین نیام

یکی سیرجان و یکی کو بنان                              یکی جای نخجیر گه «میشکان»

از این سان یکی خسروانی بهشت                       سپردم به مسعود فرخ‌سرشت

مظفر سرافراز مسعودنام                                  جوان وجوان‌بخت و فرخنده کام

به اسب اندر آمد چو آذرگشسب                             سوی مرز نی‌ریز، راند اسب

بیامد سرافراز و فرخنده پی                                 چنان چون سیاوش به کاووس کی

بر و بوم «نی‌ریزیان» چون بهشت                    بیاراست مسعود فرخ‌سرشت

گهی سوی نخجیر و گه سوی تخت                     سرافراز و بیدار و پیروز بخت

بزرگان «نی‌ریز» و «نی‌ریزیان»                         به فرمان خسرو کمر بر میان

عمیدان «نی‌ریز» گردن فراز                                 بگفتند پادشاه ایران به راز

عمیدان دانادل هوشمند                                  به فرجام از آن کار پیچان شدند

 پس از مدتی اتابک سعد به معزالدین مسعودشاه داماد خود پیشنهاد می‌کندکه حاضر است سپاهی را به کمک او روانه‌ی شبانکاره کند تا وی حاکم سرزمین پدری خود شود، که بحث ما درتاریخ نیست درذکر نام وجه تسمیه مشکان است . 

وبدلیل اینکه مشکان درسر راه عبوری کاروانها نبوده آنچنان نامی ازاو برده نشده وفقفط ازحیث سوق الجیشی بودن آن وکوهستانی بودن آن نامبرده شده است .وبزرگترین قله شهرستان نیریز بنام سرسفید با ارتفاع 3085با دقت 5029دقیقه و31درجه شمالی و54درجه و16 دقیقه شرقی واقع شده ومشکان با طول وعرض جغرافیایی شمالی جنوبی وارتفاع از سطح دریا باجمعیت قریب50000نفر با تاسیس بخشداری درسال 1343بعنوان مرکز بخش پشتکوه جز شهرستان نی ریز ودرسال 1382 با تاسیس شهرداری بعنوان شهر مشکان با ترکیب شهرک شاهد ومشکان درهیئت دولت تصویب شده . که درآتیه به تفصیل در هرباره سخن خواهیم گفت.

منابع وماخذ :

استخری مورخ قرن 5و6 کتاب مسالک وممالک =ابن بلخی مورخ قرن 5 کتاب فارسنامه ص 304= حمداله مستوفی کتاب نزهه القلوب ص168=لسترنج :ص311=یاقوت حموی معجم البلدان ص42 ج 5=ابوالعباس زرکوب شیرازی .شیرازنامه ص27و126=مستوفی ص168=اسطخری ص 102.=ابن خردادبه ص41=ابن حوقل 33.جیهانی ص110=احسن التفاسیم :ترجمه مقدسی ص650.ابن خردادبه ص 48..دفتر دلگشا.

نوشته:  محمد حسن راحتی زاده مشکانی

ازدوستان همشهریان خواهششمندم از مطالب  باذکر نام نویسنده استفاد نمایند درغیر اینصورت خلاف انسانیت واخلاق است


 

 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۸۹/۱۲/۱۸ ساعت 13 | لینک ثابت |
 

 

 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ ahorameshkan محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط  یاس تم