اهورا  مشکان @hor@ مشکان  "نی ریز فارس

 

    شعر گربه من .

    

گربه من.

شعر زیر را وقتی بچه گربه معلول خیابانی را . که صدایش درست از حنجره بیرون نمی‌آید و کمی دستش هم مشکل دارد.

را دیدم و او را نان دادم از ایمانش نپرسیدم اکنون او یک سال است در کنار ماست برای او سرودم/

نغمه‌ای دارم ز عشقی بی‌نظیر

در دل من کرده این گربه مسیر

نام او «نازی» و چون ماه من است

هم‌ندیم روز و هم شام من است

شب که می‌آیم کنار بسترش

می‌نشینم با دل پرباورش

او صفایی دارد اندر جان و تن

بهتر از صد آدمِ پیمان‌شکن

بس شنیدم این مثل با صد فغان

کای فلانی هست چون گربه‌صفتان

!لیک دیدم با دو چشم خویش باز

کم شد این بدنامیِ گربه ز ناز

آدمی نان و نمک آرد به دست

شیشهٔ دل را ز سنگینی شکست

بشکند هر جا نمکدان از جفا

خیزد آخر مهر از راهِ وفا

بارها گفتند از این و از آن

قصهٔ بی‌مهری ازاین گربه‌سان

لیک دیدم من به چشم خود عیان

گربه بهتر هست از این مردمان

در وفا این گربه برتر ز آدمی‌ست

در دلش جز پاکی و آرام نیست

او نمک‌شناس و پاک و بی‌کینه است

بهتر از هر نقش در آیینه است

«راحتی» ناله مکن از رنج و درد

فهمِ این گربه تو را آرام کرد

حسن راحتی زاده مشکانی. سروده خرداد۴۰۵


 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ساعت 10 | لینک ثابت |
 

 

 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ ahorameshkan محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط  یاس تم