کبوتر دل من
کبوتر دل من از آسمون پرکشید نشست به بام شما دیدی که خوبی ندید
به قفسم کشوندی باحیله ام نشوندی حرف ازدهانت بوده رو وعده هات نموندی
منم کسی بوده ام به روزگار ودوران حالا شدم دیگه خار زنده ام ومیکنم جان
نکن وادارم به رقص با نازوعشوه وجنگ کبوتر زخمی را نزن جائی با سنگ
عشوه تو زنگولک به پای من بسته ای صدای سوت وکف ات پرواز ندی خسته ای .
وقتی نشستم به بام دیدی که ساکت ورام به قفسم کشوندی وقتی که کردی صدام
یا دونه ده یا آزاد ندم بدست تند باد این دل زخمی من کنارتوست دلشاد
وقتی که تاراج دادی لونه من رو به باد فصل جدائی خود با قهقهه بودی شاد
دل شکسته من چگونه مرحم میشه نمک نزن به زخمم آتش نزن به ریشه
اسیر قلب تو شد این دل مهربونم بیا که جاده عشق جلو منه میدونم
نه راه پس گذاشتی نه راه آمدن باز بیا گذشتت کنم دیگه نزن برام ساز
بترس ازخداوند ازخشم او که سخته میگیره انتقامم خیال من که تخته .
منم خدارادارم اگر بدیده ات خارم دیدند ازنگاهم اشکای بی شمارم
راحتی "کم شکوه کن خدا عقلو داده سنگین نگیری مرده تابوت براش زیاده
.سروده :راحتی زاده مشکانی .