|
روزمیلاد من
برای روزمیلادم میائی ؟به جشن خوب خود پا میگشائی؟
گرفتی هدیه ای بهرم بیاری؟ ویا مینالی باز از بیوفائی؟
تورا دیدم کنار وگوشه راه نشسته بودی جائی خیلی تنها
خیالم انتظاری وعده یکجا رقیب درانتظار .پنهانی از ما
زدم حرفی خجالت میکشم خود به تو گفتم کسی داری تو لابد ؟
نبود دست خودم یکباره دیدی توهم تو صورتم سیلی کشیدی
شدم مشکوک ازطرزنگاهت خیالم یک رقبیه او به پایت
غمت رابرده بودی فکر آن غم گرفته بودی تو تنهائی ماتم
درانروز دیدگانت اشک دیدم صدای هق هق سردت شنیدم
بدان به اشتباه خودرسیدم یه مدت خیلی دنبالت دویدم
حالا که من رسیدم اشتباهم خدائی اش مهلتم ده یک نگاهم
حالا دانستم آنروز فکرتوبود بدی هدیه بهم .میلاد من بود
بدیدم شمعی دردستان توبود حالا حالیم شده میلاد من بود
دریغ افسوس فکرخودنبودم تودرفکر منو گمراه بودم
هزارباربیصدا چوبم زدی باز بزارروی سرم پایت بکن ناز
بیا میلاد من گشته دوباره علاج این دلم کن راه چاره
میدونم اشتباهاتم زیاده بدان سرو وجودم اوفتاده
ببین این ناله های هرشب من که اسمت هرزمانه برلب من
ببین که خاطراتت آتش جون سوزونده این وجودم خیلی آسون
میدونم مدتی است تنها وآرام نشستی گوشه ای خاموش وبی نام
ببین خشکیده دریای چشامون مث دریاچه سیستان وهامون
حالا که روز میلاد دوتامون نوشتم گوشه ای باسرخی خون
که ازیادم نره جشنهای میلاد دلم میگه بدون اون باز میاد
برای روز میلادم بیا باز بدان من اشتباه کردم نکن ناز
..!ندونستم به فکرت بوده یک راز ببخشم اگر دیگرباز زدم ساز
خدائیش "راحتی" دلواپست هست مقر.به اشتباهاتم به پیوست .
ترانه سرا :راحتی زاده مشکانی نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۱/۰۸/۲۳ ساعت 17 | لینک ثابت |
|