دیوارای شهر
گفتی برو رو دیوارا هرجای شهر عشق رونشون دیدی که من نوشتمو اون جمله هاست ورد زبون
دیوار شهر ما دیگه جائی نداره هیچ کجا همش حرف دلمه نوشته ام روز وشبا
باچه زبون بگم که من. عاشقتم دوستت دارم نزارکه باز توی دلم ..بذر جدائی بکارم
تو باغ خاطرات تو گل جدائی میچینم اون جمله هاست زخم زبون ازمردمون هم میبینم
انگاری که دیروز پسین آسمونم بحال من زار میزد اشک میریخت خیلی زیاد خیلی خفن
شده جدائیت نازنین اون گل گلزار دلم هق هق من شده حالا بلبل او ن باغ گلم
به آب دیدگان من فراق تو سیر نمیشه میبینی ومیشنوی همه روزا وهمیشه
درسته که خاطر خاهاد خیلی زیادند همه جا به خاطراتت خط نزن اسم منو به اون خدا
حالا که چشمای ترم هق هق سردم بخدا درهرکجا با جدائیت با اون همه خاطره ها
دیدی که اون شاخه گل. گفتی برایت میارم شاخه گل جدائی شد نصیب من د ردیارم
مث یه دیونه ام اینجا مورد طعن دیده ها نامردی هم حدی داره باز واگذارت بخدا
رو قلب خود نوشتم اسم تورا به هرجا رو دیوارای این شهر اسم توهست پیدا
ببین که عشق شیدا به سختی هست برجا ببین که قول مرده نه مسخره است نه رویا
من روی عهد وقولم دریادتومی مونم ترانه های زیبا درد دلای پنهونم
حالا که ای "راحتی" اورفته خاطراتش بازم به قلبت زده هرلحظه هرجا آتش
سروده :محمد حسن راحتی زاده مشکانی