| 🔹وجه تسمیه دهچا. روستای دهچابه این خاطر میگفتند که در قدیم الایام دارای ۷۰۰ چاه کشاورزی بوده که با گاو و اسب و قاطر آب میکشیدند و کشاورزی میکردند که بعدها تلمبه به جای آن چاههای قدیمی آمده. و لذا دارای تاریخی کهن و قلعههای قدیمی بوده که هنوز یکی از آنها جز میراث فرهنگی منطقه است 📚:روایت مختلفی در خصوص وجه تسمیه دهچاه وجود دارد برخی گویند نام دهچا «دهِ شاه» بوده : در برخی منابع محلی و روایات شفاهی آمده است که نام اولیه این روستا در دوران باستان (به ویژه دوره ساسانیان) «دهشاه» بوده که دارای ۱۰ قلعه بوده که هر قلعه یک حاکم برای خود داشته و ده شاه میگفتند که به مرور زمان به دهچا مبدل شده وجود آثار باستانی مانند قلعهها و تلهای باستانی در این منطقه • تل قلعه بدرآباد: اثری باستانی با قدمت طولانی و • برج تاریخی ۳۰۰ ساله و قلعه فتحآباد: نشانههایی از معماری دفاعی و مستحکم گذشته منطقه است . :«دشت انسلوت» دهچاه با گلهای بهاری زیبایش زیبایی خاصی و به عنوان نماد زیبایی این بخش تلقی میشود. 🔹همچنین صاحه الکبری و صاحت الصغرا در کتب تاریخی نام روستای دهچا و چاهک است که مورخین چاه یا شاه راصاهه گفتند(واژه «ساحه» (معرب یا شکل دیگری از کلمه عربی «ساحة») به معنای میدان، محوطه، فضا، ناحیه، پهنه یا حیاط است و به معنی منطقه، ناحیه، محوطه یا محدودهای جغرافیایی (مثلاً ساحه مسکونی، ساحه تحت کنترل)) _________ *📚قللعه اس پی ار نی ریز..یاداور اندوه یا نماد تاریخی* ؟ 🔹در زیر به واقعه جنگ جهانی اول و حضور گلیسیها در جنوب ایران در نیریز میپردازیم که با شبیخون به روستای دهچا در بخش مسکان قریب ۳۰ نفر از مردم آن روستا را به شهادت رساندند ✍️حسن راحتی زاده مشکانی: . _____ 🔹 شبیخون انگلیسیها بر قلعه دهچاه، پیش از این کمی شرح دادیم؛ 🔹پس از متلک گویی یک اجنبی انگلیسی به یک زن روستایی . خون مردم دهچاه به جوش میآید زیرا مردمی که ناموس و خاک برایشان ارزشمند است در قبال آن خون میدهند در این واقعه نابرابر باگلوله و توپ باران کور به قلعه دهچاه قریب ۲۵ نفر از زنان و مردان بیگناه به شهادت میرسند. و تعدادی هم زخمی و توسط مردم معالجه میشوند. 🔻 حال به قسمت کوتاه دیگری از این واقعه میپردازیم. متأسفانه کتابهای زیادی در این رابطه نوشته نشده و تنها سه کتاب به این واقعه اشاره کردهاند. کاملترین آنها اثر مرحوم دکتر صداقتکیش است که برگهایی از کتاب خود را به مبارزه مردم علیه استعمار انگلیس در جنوب و واقعه دهچاه اختصاص داده، اما نامی از اسرایی که در این میان از دهچاه بردند، نیاورده است. 🏛️ ویرانی دو قلعه و تلفات نظامی در این واقعه، دو قلعه کهن به کلی ویران شد: ۱. قلعه فتحآباد دهچاه: قلعه خشتی بزرگی در نزدیکی محدوده دهچاه و مشکان که به عنوان دژ پشتیبانی استفاده میشد. ۲. قلعه کهنه روستای چاهک: (که سابقاً از توابع مشکان بود و اکنون جزو شهرستان خاتم یزد است) این قلعه کانون اصلی درگیری نظامی تفنگچیان با ستون نظامی تحت فرماندهی «میجر دایر» انگلیسی بود. سرپرست ژنرال سایکس (فرمانده انگلیسی) از یک آتشبار کامل توپخانه صحرایی سنگین (شامل توپهای ۷، ۸ و ۹ پوندی) استفاده کرد. او در خاطراتش از تعداد دقیق توپهای شلیکشده نام نمیبرد، اما حجم گلولهباران به حدی سنگین و مداوم بود که تمامی ۴ برج دفاعی و باروهای اصلی قلعه ۳۰۰ ساله دهچاه به طور کامل فرو ریخت. این آتشباری کور و پرحجم، علت اصلی بالا رفتن تلفات غیرنظامیان بود؛ بهطوریکه ترکشهای ناشی از گلولههای توپ، جان ۲۴ نفر از زنان پناه گرفته در شاهنشین قلعه و کودکان خردسال روستا را گرفت و به شهادت رساند. وتعدادی زخمی شدند 🪦 مستندات و سنگ قبرها سنگ قبرهای شهدای آن موقع (که هنوز نام خانوادگی مرسوم نبود) تنها تکه سنگهایی بود که با کلنگ روی آنها عناوینی مثل «صغرا صبیه (دختر) علی» یا «مشهدی اکبر صبی (پسر) رضا» حک شده بود. برخی از آنها نیز دارای سنگ قبر تراشیده به نام «کربلایی اکبر فرزند خلف آقا رضا» بودند. مرحوم صداقتکیش در کتابش بیان میکند که با مراجعه به پیرمردها و دیدن دفترهای قدیمی مالیات روستای دهچاه (که دست بزرگ یا روحانی محل بود) به نامهایی برخورد کرده که جلوی اسم آنها «شهید» ذکر شده بود. همچنین در صفحات آخر نهجالبلاغه و قرآنی که مربوط به ملای روستا بود، نام شهدای اقوام و تاریخ شهادت آنها یادداشت شده بود. ⚔️ فرماندهی قشون محلی رهبری تفنگچیان بومی (عمدتاً از طوایف لشنی و بهارلو) در برابر نیروهای ژنرال سایکس بر عهده مجاهدان و چهرههای کلیدی زیر بود که تا پای جان ایستادگی کردند: حسینخان لشنی (فرمانده مدافعان منطقه): یکی از برجستهترین رهبران نظامی و مبارزان عشایری که با سازماندهی تفنگچیان مشکان، دهچاه و خواجهجمالی، ضربات سنگینی به ستونهای نظامی پلیس جنوب وارد کرد. نام او در کتاب ژنرال مابرلی انگلیسی به عنوان یکی از سرسختترین مخالفان انگلیس ذکر شده است. غلامحسینخان لشنی: از دیگر خوانین محلی که در هماهنگی نیروهای مدافع مشکان و چاهک برای مقابله با محاصره توپخانهای نقش محوری داشت. 🔹مرحوم محمود دانشی، ابراهیم فرزند علیبابا از بخش مشکان و همچنین چند تن از لشنیهای طایفه خواجهجمالی. در جریان این محاصره، مجاهدان بومی به مدت دو روز مقاومت سرسختانهای انجام دادند که منجر به تلفات سنگین نیروهای هندی و انگلیسیِ تحت امرِ بریتانیا شد. پس از سقوط قلعهها، تعدادی از تفنگچیان روستای چاهک از راه کانالها و قناتهای قدیمی عقبنشینی کردند و فرار کردند تا به دست نیروهای «میجر دایر» نیفتند. ⛓️ انتقال اسرا به کرمان و ماجرای غرامت از آنجا که نیریز منطقهای استراتژیک در مرز استان فارس و کرمان و در مسیر عبوری چند استان بود، انگلیسیها افرادی را به عنوان جاسوس، گروگان یا به دلیل لو رفتن توسط جواسیس دستگیر کردند. این اسرا را جهت محاکمه نظامی یا تحت فشار گذاشتن خوانین ایل، به پادگان و زندان بزرگ ژنرال سرپرسی سایکس در کرمان منتقل کرده و به مدت یک سال زندانی کردند. گفته شده غل و زنجیر ۱۷ مَن (سنگین) بر گردن آنها انداخته بودند. نام اسرای دهچاه که افراد محلی به اینجانب (راحتیزاده مشکانی) گفتهاند و قریب به ۱۰ نفر بودند، اما در کتب تاریخی بیان نشده به شرح زیر است: مرحوم احمد خان (جد دکتر پاکنیت) مرحوم جلالی (جد آقایان سادات جلالی و پدر آ سید جعفر) مرحوم غلامحسین کریمی (جد آقایان کریمی دهچاه) مرحوم اصغری عبدالله (جد آقایان اصغری) غلامحسین محمدی (سلمان/آرایشگر روستا و جد آقایان موسیپور) اینها و چند نفر دیگر اهالی دهچا بودند. و عطا خان (فرزند نجفقلیخان لشنی): وی از خوانین جوان طایفه لشنی بود که به عنوان گروگان ارشد نظامی به کرمان فرستاده شد تا پلیس جنوب بتواند پدرش و سایر تفنگچیان را وادار به تسلیم کند. جمعی از سران و تفنگچیان طایفه لشنی و بهارلو که نامشان در دفاتر دستنویس ثبت شده است. 🔹 شرایط آزادی و غرامت جنگی: ارتش بریتانیا آزادی بازداشتشدگان را مشروط به جریمههای سنگینی کرد که کمر اقتصادی روستای دهچاه و طایفه لشنی را شکست: مبلغ نقدی گزاف: خوانین و معتمدین مجبور شدند برای تأمین این مبلغ، اموال، طلاها و بخشی از احشام اهالی را جمعآوری کرده و به مأموران ارشد پلیس جنوب در کرمان تحویل دهند. غرامت تسلیحاتی: تحویل دادن ۱۰۰ قبضه تفنگ جنگی کارآمد به همراه هزاران فشنگ از سوی مردم و طایفه لشنی که کمک کردند و این غرامت را پرداختند. تعهد کتبی: خوانین بزرگ طایفه لشنی تعهد کتبی سپردند که دیگر در هیچیک از تبانیهای حزب دموکرات فارس یا ایل بهارلو علیه پادگانهای بریتانیا در نیریز شرکت نخواهند کرد. پس از این مراحل، اسرا آزاد شدند. و مردم بخش مشکان متحد و یکپارچه بر علیه آنها به قیام برخاستند. «از حسن آباد گرفته تا چاهک. » 🔹علت درگیری و واقعه شبیخون به دهچاه • تعرض و جرقه اولیه: طبق اسناد و روایات تاریخی، در سالهای جنگ جهانی اول، گروهی از نظامیان انگلیسی و هندی تحت امر اسپیآر هنگام عبور از کشتزارهای روستای دهچاه قصد تعرض به یکی از نوامیس و زنان محلی را داشتند. مردم غیرتمند روستا به دفاع برخاسته و با نظامیان متجاوز درگیر شدند 📚حمله تلافیجویانه و به توپ بستن روستا: به دنبال این ایستادگی، فرماندهی کل سپاه اسپیآر مستقر در نیریز (به سرپرستی ژنرال سایکس انگلیسی) دستور یک حمله تمامعیار و تلافیجویانه را صادر کرد. نیروهای انگلیسی با تجهیزات سنگین از جمله توپهای جنگی حرکت کرده و در یک شبیخون ناجوانمردانه، برجها و قلعههای دفاعی دهچاه را به توپ بستند تامدتها آثار اصابت گلولههای توپ ارتش انگلیس بر این روستا به عنوان سند این جنایت انها پابرجابود . قتلعام مردم مظلوم: پس از تخریب برجها و عقبنشینی تفنگچیهای محلی، نیروهای پیاده انگلیسی وارد روستا شدند. در این هجوم رو در رو و نابرابر، ۲۴ نفر از مردم بیگناه روستا شامل مردان، زنان و حتی کودکان شیرخوار به طرز فجیعی به شهادت رسیدند با آمدن طایفه لشنیهای بختگان به کمک مردم بخش مشکان .ادامه سرکوب مردم فیصله یافت. اقایان دانشی انموقع در محموداباد( کهتنو) مشکان کشاورزی داشتندوساکن بودند 🔹 عاملان جنایت: این شبیخون خونین به دستور مستقیم فرماندهی کل سپاه پلیس جنوب (S.P.R) به سرپرستی ژنرال معروف انگلیسی، سر پرسی سایکس (Sir Percy Sykes) که در نیریز مستقر بود، 🔹شرح کاملترواقعه از کتب انگلیسی ها 🔹نیریز در جنگ اول جهانی یکی از آنها نبردها با نظامیان دولت استعمارگر انگلیس در جنگ جهانی اول «۱۹۱۹-۱۹۱۴ میلادی» 🔹 «عملیات در ایران» نوشته ژنرال جیمز فردریک با ترجمه کاوه بیات انگلیسیها در جنگ جهانی اول که در زمان احمدشاه به وقوع پیوست در شهر نیریز قلعه و دژی مستحکم که دارای چهار برج بود و هنوز هم آثارش برجاست با مصالح سنگ، آجر، گچ و شن برای نگهداری یک بریگاد ارتش ۳۵۰۰ نفری با همکاری کارگران نیریزی ساختند. به هر کارگر روزانه دو زار «دو ریال» دستمزد میدادند. انگلیسیها حدود ۸ سال در جنوب ایران ازجمله شهرستان نیریز که ازنظر سوقالجیشی خیلی مهم و بااهمیت بود ماندند. 🔹نی ریز درمنطقه استراتژیکی و سوق الجیشی وراهروی بین استانهاست دارای موقعیت نظامی و انگلیسیها در این مدت دردسرهایی برای مردم به وجود آوردند. مزاحمت انگلیسی ها با کشتن دو نفر انگلیسی به دست ابراهیم فرزند علیبابا و محمود دانشی رقم خورد لذا انگلیسیها در شبیخونی به روستای دهچاه بخش مشکان یورش برده و ۲۴ نفر زن و مرد و کودک را به شهادت رسانیدند. این حمله به دستور فرمانده کل سپاه اس.پی.آر (سپاه پلیس جنوب) به سرپرستی سایکس علیه طایفه لشنیهای بختگان «آباده طشک »بهویژه اهالی روستای خواجه جمالی و همچنین روستای چاهک ( خاتم یزد) و بخش مشکان انجام گرفت. 🔹طایفه لشنیهای بختگان از ژوئیه و اوت سال ۱۹۱۷ میلادی برابر تیر و مرداد سال ۱۲۹۶ خورشیدی مبارزات خود با آنها آغاز کردند درگیربودند .و بر استمرار آن نیز مصر بودند و زیانهایی هم بر آنها وارد کردند. 🔹سایکس ابتدا عواملی را در ماه اوت به منطقه فرستاد و اطلاعات لازم را در این مورد کسب کرد. در نیریز و قوامآباد دو مرکز تدارکاتی که در دو سوی منطقه لشنینشین بود ایجاد کرد و در ۱۹ سپتامبر ۲۸ شهریور در هر یک از این نقاط ستونی مستقر گردید. قوای مستقر در قوامآباد که به ستون دهبید موسوم بود تحت فرماندهی میجر آ-اس-رائول «سرگرد رائول» قرار داشت. فرماندهی نیروی نیریز را میجر اس.ام.بروس «سرگرد بروس» به عهده داشت و مرکب بود 🔹 از یک اسواران از نیروی پانزدهم نیزهدار و دو رسد از نیروی شانزدهم راجپوت یک واحد آتشبار کوهستانی و یک واحد مسلسل پلیس جنوب و دسته پیشگام که از میان نیروهای موجود تشکیلشده بود و تعدادی از اجزای بهداری و حملونقل... . فاصله بین قوامآباد و نیریز که از طریق منطقه لشنینشین بخش آباده طشک میگذشت حدود یکصد و بیست مایل بود. ستونهای مستقر در نیریز و قوامآباد دستور داشتند به ترتیب به سمت جنوب شرقی و شمال غربی پیشروی و در طول راه اقدامات تنبیهی لازم را از لشنیها به عملآورند و با هر یک از گروههای حرفهای که روبرو شدند شدیداً برخورد نمایند. قرار بود که این دو ستون در کوشکک بختگان به یکدیگر ملحق شوند. قبلاً از تهران به لشنیها هشدار دادهشده بود 🔹. آنها نیز بخش اعظم مالومنال خویش را برداشته و از منطقه خارج کرده بودند. در ساعت یک و پانزده دقیقه بامداد روز ۲۶ سپتامبر (۴ مهر) گروهی از عشایر دلاور بر ستون دهبید هجوم آوردند و زیان و خسارت قابلتوجهی به آنها وارد کردند ولی این ستون به هر زحمتی بود حمله آنها را دفع کردند. ستون دهبید پس از دیدن خسارتهای زیاد در ساعت شش و پانزده دقیقه بامداد همان روزبه سمت روستای «خواجه جمالی» حرکت کردند. این ستون در ساعت ۹ بامداد متوجه شد که حدود پانصد تا ششصد نفر از دلاور مردان شجاع و بیباک طایفه لشنیها در حولوحوش و پیرامون روستای خواجه جمالی سنگر گرفته و راه را بر آنها بستهاند. فرمانده ارتش انگلستان روستای خواجه جمالی را در آن زمان چنین تعریف کرده است: 🔹این روستا در حاشیه شمالی جلگه ناهموار سنگی واقعشده و در دامنه تند بلندیهای پرشیبی قرار دارد که بخش جنوبی ارتفاعات ده هزار پایی (کوه ولی کنار گردنه خالص را تشکیل میدهد. در این روستا گذشته از یک قلعه محکم و استوار، شش برج جداگانه، چند باغ پر از درخت و مزارعی محصور در دیوارهای سنگی نیز قرار داشت. اراضی پر شکاف و آکنده از سنگ و ناهمواریها نیز آن را از جلگه اطرافش جدا ساخته بود که لشنیها مردانه از آن دفاع میکردند. ولی سرانجام روستای خواجه جمالی به دست نیروهای انگلیسی افتاد و از طرفین تعدادی کشته شدند. ((در این ماجرا از لشنیها هشت نفر شهید شدند. )) 📚انگلیسیها دستور داشتند در مسیر خود، روستاها و قلعهها را خراب کنند و حتی اموال آنها را هم به یغما ببرند. لذا روز بعد ستون دهبید پس از تخریب روستا و قلعههای خواجه جمالی راه خود را به سمت جنوب ادامه دادند و در کوشکک به ستون نیریز ملحق گردیدند. آنگاه افراد راه نیریز را در پیشگرفته و در دو اکتبر «۱۰مهر» به نیریز رسیدند و در دژ و قلعه اسپیآر S.P.R مستقر شدند. ______ 🔹پژوهش و گردآوری حسن راحتیزاده مشکانی/ 🔹(پینوشت تاریخی - تشابه اسمی مجزا): عبداللهخان سالاری (یاغی معروف منطقه): وی سالها پس از جنگ جهانی اول (در دوره پهلوی) به دلیل شورشهای محلی دستگیر و در زندان کرمان حبس شد. او بعدها با تعویض هویت با زندانی دیگری به نام عبدالله قصاب، از زندان کرمان فرار کرد و با پای پیاده به روستای غوری (از توابع دهستان دهچاه) پناه برد. این فرد و مبارزاتش علیه حکومت پهلوی بوده و ارتباطی به واقعه جنگ با انگلیسیها در دهچاه ندارد منابع جهت مطالعه 🔹 کتاب «مبارزات مردم فارس علیه پلیس جنوب» • نویسنده: دکتر جمشید صداقتکیش. کتاب «عملیات در ایران» (Operations in Persia) • نویسنده: ژنرال جیمز فردریک مابرلی (Brig.-Gen. James Frederick Maberly) • مترجم به فارسی: کاوه بیات ۳. کتاب «سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس» (یا کتاب تاریخ ایران) • نویسنده: ژنرال سرپرسی سایکس (Sir Percy Sykes) کتاب «فارس و جنگ بینالملل» نوشته محمدحسین رکنزاده آدمیت نوشته شده توسط مشکانی در ۱۴۰۵/۰۸/۱۳ ساعت 0 | لینک ثابت |
|