| برو گمشو بی وفا ..
برو گمشوبیوفا خیلی ازت بدم میاد توی گوشم شب وروزه. وزوز بد صدات
برو گمشودیونه نگیری ازمن نشونه آدرس عشق منو توخط زدی بی بهونه
برو گمشو که نیگات دلم روبهم میزنه آخه التماستم پرازحیله وفنه .آخه .التماستم...
برو بغضت زریا خنده هاتم بودهرجا همگی دروغ فریب..نبوده؟ جونت دربیاد ؟
با فریب خنده هات گاهی با اشک چشات خوب فریب من دادی تادل من کرد نیگات؟
بهترین تصویرتوی قلب من توداشتی آخه بادست خودت دروغ بجایش کاشتی .
بخدا جدی میگم .نیستی توقلبم دیگر بروکن فکرخودت. حرفات نه بن داره نه سر.
نازتو غمزه تو فایده نداره بخدا برو من یاری میخام مهربونو خوب باوفا
آخه آهم را خداشنید جوابم روداده که خلاص شدم زشرت. من بدبخت ساده .
نمیخام جگرخونی هاموبه رخت بیارم کشیدم زدست تو کینه خودرابکارم
رک میگم برودیگه .خواب منو برو ببین گل عشقی اگه هرجازکسی دیدی بچین..
میدونم هیچکه مث من نمیشه دیونه خام که بریختم همه چیزم را به پات بایه نیگام .
برو گمشو بی وفا ارزونیته معذرتت آخه پیله ام نشو. دیدم بسی معرفتت.!
چقدرنذرونیازکردم خلاص توبشم بخدا دیگه محاله مگه دیونه باشم .
یادته قالم میزاشتی امتحانم همه جا که بدونی جزتو کی دارم یا هستم برجا
یادته رقیب که چند روزی بدورت چرخید بخدا هیچ مث من قلب توراهم نخرید
برو خوش باش باهاش بدون خدا رو دارم التماس هم بکنی محاله کوتاه بیارم .
بخدا کوه غمو روی سرم کردی خراب هرامیدمو توی زندگی کردی توسراب..
مگه توی پیشونیم نوشته هست دیونه خول یروزی با وعده میدیم فریبو یه روزبا گل ؟
اگه عین مردمو کنی برام واسطه باز نمیخوام بیائی وبازم زنی هردم یه ساز.
دیگه این توبمیری نباشه اون تو بمیری بخدا محاله بازم که بیام به اسیری .
آخه" راحتی" برو عقده دل رابدرآر مگه یار کمه به دنیا؟شدی بادست کی خار؟
.ترانه سرا:راحتی زاده مشکانی .14/ابان91 نوشته شده توسط مشکانی در ۱۳۹۱/۰۸/۱۴ ساعت 21 | لینک ثابت |
|